پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۰

گرمی گریه به سودای تو دامانم سوخت

همچو صبح از اثر داغ، گریبانم سوخت

هیچ جایی اثری نیست ز خاکستر من

آتش عشق تو از بس که پریشانم سوخت

کیست این شعله ی بی باک ندانم، کآمد

آنچنان در نظرم گرم که مژگانم سوخت

از سموم چمن عشق چو شاخ سنبل

استخوان ها همه در پیکر عریانم سوخت

کم ز پروانه نیم، لیک ندیدم هرگز

آن قدر گرمی ازان شمع که بتوانم سوخت

قاتلم را نشناسند درین بزم، که عشق

همچو پروانه به شب های چراغانم سوخت

سبزه ی دامن جویم، ولی از شوق سلیم

حسرت تشنگی ریگ بیابانم سوخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۲بیا که دل ز ورق حرف کینه خواهی شست
  2. شمارهٔ ۲۹۳سر نهادن به سر کوی غمت تسلیم است
  3. شمارهٔ ۲۹۴شد بهار و لاله صحن باغ را میخانه ساخت
  4. شمارهٔ ۲۹۵کاروان اشک هرگه بی توام از دل گذشت
  5. شمارهٔ ۲۹۶بوالهوس! با عشق خوبان این قدر امساک چیست
  6. شمارهٔ ۲۹۷ای گل دگر ز دست کجا می گذارمت
  7. شمارهٔ ۲۹۸راحتی ما را اگر می باشد از آزار ماست
  8. شمارهٔ ۲۹۹رفتی و از نقش رویت دیده ی خونین پر است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.