پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۷

مشرق خورشید را فیض گریبان تو نیست

دامن گل پاک اگر باشد، چو دامان تو نیست

هر کسی را در طریق دلنشینی پایه ای ست

غنچه ی گل دلکش است اما چو پیکان تو نیست

می توان دانست پیش خودپسندان چمن

چهچه بلبل بجز وصف زنخدان تو نیست

کشتگان عشق را اعضا نمی ریزد ز هم

لاله زین داغ است کز خیل شهیدان تو نیست

در تماشای تو داغ حیرت آیینه ام

خاک جای سرمه در چشمی که حیران تو نیست

همچو گل بر خود بناز ای دل، که از اهل جهان

منت یک بخیه بر چاک گریبان تو نیست

این همه معنی رنگین نیست در جایی سلیم

بلبلان را دفتر گل همچو دیوان تو نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۹شد عمرها و شورش عشقم ز سر نرفت
  2. شمارهٔ ۲۹۰گرمی گریه به سودای تو دامانم سوخت
  3. شمارهٔ ۲۹۱نوای مرغ شباهنگ، ناله ی نی ماست
  4. شمارهٔ ۲۹۲بیا که دل ز ورق حرف کینه خواهی شست
  5. شمارهٔ ۲۹۳سر نهادن به سر کوی غمت تسلیم است
  6. شمارهٔ ۲۹۴شد بهار و لاله صحن باغ را میخانه ساخت
  7. شمارهٔ ۲۹۵کاروان اشک هرگه بی توام از دل گذشت
  8. شمارهٔ ۲۹۶بوالهوس! با عشق خوبان این قدر امساک چیست
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.