پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۲

ای دل سفر به لجه ی عمان مبارک است

دریا به ما چو چشمه ی حیوان مبارک است

کارت اگر چو ابر به دریا فتاده است

غمگین مباش، روی کریمان مبارک است

چون گردباد، چند به خشکی سفر کنم

رفتن چو موج بر سر طوفان مبارک است

آن را که از محیط طلبکار گوهر است

هر موج همچو کوه بدخشان مبارک است

بر دوش باد، سیر جهان کرده می رویم

کشتی به ما چو تخت سلیمان مبارک است

هر چند از تو ابر کرم تند بگذرد

چون گل ترا گشودن دامان مبارک است

عاشق کفن چو یافت، اجل احتیاج نیست

هر وقت هست، جامه به عریان مبارک است

دلگیر نیست عشق ز آه دلم سلیم

گرد سپاه خویش به سلطان مبارک است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۴دماغ ساغر می از شراب ما خشک است
  2. شمارهٔ ۲۸۵شراب غمزه ی مست تو خون بی گنه است
  3. شمارهٔ ۲۸۶حکایت لب او همچو قند مشهور است
  4. شمارهٔ ۲۸۷مشرق خورشید را فیض گریبان تو نیست
  5. شمارهٔ ۲۸۸غنچه را برگ گل آیا در گریبان از کجاست
  6. شمارهٔ ۲۸۹شد عمرها و شورش عشقم ز سر نرفت
  7. شمارهٔ ۲۹۰گرمی گریه به سودای تو دامانم سوخت
  8. شمارهٔ ۲۹۱نوای مرغ شباهنگ، ناله ی نی ماست
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.