پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۹

خطش دمید و به نازش نیاز من باقی ست

هزار بوسه مرا پیش آن دهن باقی ست

گل همیشه بهار پیاله می گوید

خزان رسید و همان آب و رنگ من باقی ست

ادای حق محبت تمام نتوان کرد

هزار جان دگر پیش کوهکن باقی ست

حدیث درد دل من نمی شود آخر

سخن نماند و مرا با تو صدسخن باقی ست

هزار سال ز مرگم گذشته است و هنوز

ز حسرت تو مرا آب در دهن باقی ست

خزان کشید ز گل انتقام بلبل را

هنوز دعوی مرغان این چمن باقی ست

چو شمع کشته برونم ز انجمن مبرید

هنوز در سر من شوق سوختن باقی ست

به غیر جسم ضعیفی جنون به من نگذاشت

مرا ز عشق تو یک تار پیرهن باقی ست

غبار من به غریبی سلیم رفت به باد

هنوز در دل من حسرت وطن باقی ست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۱در دلم بگذشت و چشمم اشک بی‌تابانه ریخت
  2. شمارهٔ ۲۸۲ای دل سفر به لجه ی عمان مبارک است
  3. شمارهٔ ۲۸۳چند باشم ز در دیر مغان دور، بس است
  4. شمارهٔ ۲۸۴دماغ ساغر می از شراب ما خشک است
  5. شمارهٔ ۲۸۵شراب غمزه ی مست تو خون بی گنه است
  6. شمارهٔ ۲۸۶حکایت لب او همچو قند مشهور است
  7. شمارهٔ ۲۸۷مشرق خورشید را فیض گریبان تو نیست
  8. شمارهٔ ۲۸۸غنچه را برگ گل آیا در گریبان از کجاست
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.