پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۸

از شوق تو دل همره عمر گذران است

چون ریگ روان همسفر آب روان است

در موسم پیری مطلب کام ز خوبان

خمیازه به صد زور در آغوش کمان است

ای غم به ادب پای نه اینجا که دل ما

چون خانه ی آیینه، مقام پریان است

گر سرو بود کج کله و برزده دامان

منعش نتوان کرد ازینها که جوان است

بر شعشعه ی حسن تو موسی چو نظر کرد

فریاد برآورد که این شعله همان است

در پیش غم عشق سلیم آفت مردن

همچون شب آدینه و ماه رمضان است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۰درین حدیقه دل مستمند بسیار است
  2. شمارهٔ ۲۸۱در دلم بگذشت و چشمم اشک بی‌تابانه ریخت
  3. شمارهٔ ۲۸۲ای دل سفر به لجه ی عمان مبارک است
  4. شمارهٔ ۲۸۳چند باشم ز در دیر مغان دور، بس است
  5. شمارهٔ ۲۸۴دماغ ساغر می از شراب ما خشک است
  6. شمارهٔ ۲۸۵شراب غمزه ی مست تو خون بی گنه است
  7. شمارهٔ ۲۸۶حکایت لب او همچو قند مشهور است
  8. شمارهٔ ۲۸۷مشرق خورشید را فیض گریبان تو نیست
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.