پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۷

ایام بهار است و گلی در چمنم نیست

عشرت همه جا هست، در آنجا که منم نیست

آتش به بساط افکندم گرمی آهی

غیر از پر پروانه گل انجمنم نیست

در کشور ما حادثه را دست دراز است

شادم که به غربت خبری از وطنم نیست

بر روی کسی در مگشا خانه ی خود را

صدبار اگر دوست بگوید که منم، نیست!

اعضای من از داغ تو با مهر و نشان است

هر عضو که بی داغ تو باشد ز تنم نیست

آشفته بیان همچو سلیمم، اگر احباب

دارند سخن بر سخن من، سخنم نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۹خطش دمید و به نازش نیاز من باقی ست
  2. شمارهٔ ۲۸۰درین حدیقه دل مستمند بسیار است
  3. شمارهٔ ۲۸۱در دلم بگذشت و چشمم اشک بی‌تابانه ریخت
  4. شمارهٔ ۲۸۲ای دل سفر به لجه ی عمان مبارک است
  5. شمارهٔ ۲۸۳چند باشم ز در دیر مغان دور، بس است
  6. شمارهٔ ۲۸۴دماغ ساغر می از شراب ما خشک است
  7. شمارهٔ ۲۸۵شراب غمزه ی مست تو خون بی گنه است
  8. شمارهٔ ۲۸۶حکایت لب او همچو قند مشهور است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.