پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۶

شکسته خاطرم و رغبت نشاطم نیست

دماغ صحبت و سودای اختلاطم نیست

زنم بر آتش و از سوختن نیندیشم

به کار خویش چو پروانه احتیاطم نیست

کشم برون ز جهان انتظار راهروان

غبار قافله ام، کار در رباطم نیست

رهی نمود به صحرای حشر، عشق مرا

که همچو سیل گذر بر پل صراطم نیست

ز عیب خویش چو طاووس چون شوم غافل؟

درین چمن که جز آیینه در بساطم نیست

چه طالع است درین بوستان سلیم مرا

که زعفران شدم و رنگی از نشاطم نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۸از شوق تو دل همره عمر گذران است
  2. شمارهٔ ۲۷۹خطش دمید و به نازش نیاز من باقی ست
  3. شمارهٔ ۲۸۰درین حدیقه دل مستمند بسیار است
  4. شمارهٔ ۲۸۱در دلم بگذشت و چشمم اشک بی‌تابانه ریخت
  5. شمارهٔ ۲۸۲ای دل سفر به لجه ی عمان مبارک است
  6. شمارهٔ ۲۸۳چند باشم ز در دیر مغان دور، بس است
  7. شمارهٔ ۲۸۴دماغ ساغر می از شراب ما خشک است
  8. شمارهٔ ۲۸۵شراب غمزه ی مست تو خون بی گنه است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.