پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۵

مرا کی از سبوی می گزیر است

که در روز خمارم دستگیر است

به نامه چون نویسم راز دل را

حدیثم شعله و کاغذ حریر است

دل دیوانه ای در بند دارم

نفس در سینه ام زنجیر شیر است

ز سودای دلم او را زیان نیست

ندانم از چه زلفش شانه گیر است

غنی خوشدل شود از مرگ محتاج

چو میرد تشنه ای، عید غدیر است

سلیم انفاس او تأثیر دارد

نسیم صبح، فرزند دو پیر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۷ایام بهار است و گلی در چمنم نیست
  2. شمارهٔ ۲۷۸از شوق تو دل همره عمر گذران است
  3. شمارهٔ ۲۷۹خطش دمید و به نازش نیاز من باقی ست
  4. شمارهٔ ۲۸۰درین حدیقه دل مستمند بسیار است
  5. شمارهٔ ۲۸۱در دلم بگذشت و چشمم اشک بی‌تابانه ریخت
  6. شمارهٔ ۲۸۲ای دل سفر به لجه ی عمان مبارک است
  7. شمارهٔ ۲۸۳چند باشم ز در دیر مغان دور، بس است
  8. شمارهٔ ۲۸۴دماغ ساغر می از شراب ما خشک است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.