پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۰

درین حدیقه دل مستمند بسیار است

که دست کوته و شاخ بلند بسیار است

هنوز از تو مرا چشم التفاتی هست

وگرنه شکوه ی دشمن پسند بسیار است

قرار صید شدن چون دهد به خویش کسی

شکارپیشه فراوان، کمند بسیار است

ندیده چین جبین از بتان هند کسی

کم است سرکه درین ملک و قند بسیار است

خوش است آنکه نیفتد به چاره کار کسی

مباد چشم بد، ارنه سپند بسیار است

فغان من همه از بند هستی خویش است

چو نی اسیر ترا ورنه بند بسیار است

حدیث راز اناالحق ز دل توان دانست

درین ورق، سخنان بلند بسیار است

چو لاله می ز چه تنها خورد سلیم کسی

به کوی میکده رند و لوند بسیار است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۲ای دل سفر به لجه ی عمان مبارک است
  2. شمارهٔ ۲۸۳چند باشم ز در دیر مغان دور، بس است
  3. شمارهٔ ۲۸۴دماغ ساغر می از شراب ما خشک است
  4. شمارهٔ ۲۸۵شراب غمزه ی مست تو خون بی گنه است
  5. شمارهٔ ۲۸۶حکایت لب او همچو قند مشهور است
  6. شمارهٔ ۲۸۷مشرق خورشید را فیض گریبان تو نیست
  7. شمارهٔ ۲۸۸غنچه را برگ گل آیا در گریبان از کجاست
  8. شمارهٔ ۲۸۹شد عمرها و شورش عشقم ز سر نرفت
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.