پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۸

آن گل که توان حرفی ازان زد گل داغ است

تا کی سخن لاله و گل، این چه دماغ است

از داغ دلم فیض رسد سوختگان را

پروانه کمربسته ی این پای چراغ است

تندی مزاجم اثر عشق نهانی ست

خار سر دیوار، نشان گل باغ است

با لاله سخن زان رخ گلرنگ مگویید

بر حال خود او را بگذارید که داغ است

در باغ ز سامان گل و لاله کمی نیست

چیزی که درین فصل ضرور است، دماغ است

بر حال سلیم است مرا رشک که از شوق

در کعبه ی وصل است و همان گرم سراغ است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۰به توبه هر که ز یک قطره ی شراب گذشت
  2. شمارهٔ ۲۷۱ره بیرون شدنم زین چمن از یاد شده ست
  3. شمارهٔ ۲۷۲در گلستان جهان هر مرغ نالان خود است
  4. شمارهٔ ۲۷۳شمع از هوای وصلت، در حالت هلاک است
  5. شمارهٔ ۲۷۴از بس که تلخکام ازین ناتوان گذشت
  6. شمارهٔ ۲۷۵مرا کی از سبوی می گزیر است
  7. شمارهٔ ۲۷۶شکسته خاطرم و رغبت نشاطم نیست
  8. شمارهٔ ۲۷۷ایام بهار است و گلی در چمنم نیست
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.