پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۱

ره بیرون شدنم زین چمن از یاد شده ست

سبزه در رهگذرم رشته ی صیاد شده ست

در ره مرغ دلم آنکه نهد دام فریب

خبرش نیست که از دام که آزاد شده ست

نکهت او چو نسیم آورد، از هوش رویم

آتش خرمن ما سوختگان باد شده ست

همچو می لطف و غضب را به هم آمیخته است

آن جفا پیشه ببینید چه استاد شده‌ست!

کم نشد زمزمه ی جغد ز ویرانه ی ما

در چه روز خوشی این غمکده بنیاد شده ست!

دل چون شیشه ام از بس به جفا خوی گرفت

این زمان سخت تر از بیضه ی فولاد شده ست

رفت بر باد فنا، تاج و نگین خسرو

این همه از اثر کشتن فرهاد شده ست

می برد تشنه لبم جانب بغداد، سلیم

دم آبی که نصیب از شط بغداد شده ست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۳شمع از هوای وصلت، در حالت هلاک است
  2. شمارهٔ ۲۷۴از بس که تلخکام ازین ناتوان گذشت
  3. شمارهٔ ۲۷۵مرا کی از سبوی می گزیر است
  4. شمارهٔ ۲۷۶شکسته خاطرم و رغبت نشاطم نیست
  5. شمارهٔ ۲۷۷ایام بهار است و گلی در چمنم نیست
  6. شمارهٔ ۲۷۸از شوق تو دل همره عمر گذران است
  7. شمارهٔ ۲۷۹خطش دمید و به نازش نیاز من باقی ست
  8. شمارهٔ ۲۸۰درین حدیقه دل مستمند بسیار است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.