پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۲

در گلستان جهان هر مرغ نالان خود است

هر گلی درمانده ی حال پریشان خود است

آسمان را خوش نمی آید، غم ما را مخور

هر که با ما دوست گردد، دشمن جان خود است

نیست از روی طرب چون موج می خندیدنم

خنده ام چون غنچه بر چاک گریبان خود است

پادشاهان را اگر باشد غروری، دور نیست

هر که را موری برد فرمان، سلیمان خود است

رزق همچون توشه ی ره هر کسی را همره است

بر سر خوان شهان درویش مهمان خود است

در تجرد نیست دل را حاجت تکلیف عشق

زحمت ای رهزن مکش، دیوانه عریان خود است

جام می در کف، نگاهی می کند بر لاله زار

می توان دانست در فکر شهیدان خود است

عاشق از پهلوی دل دایم کشد زحمت سلیم

همچو غنچه زخم های ما ز پیکان خود است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۴از بس که تلخکام ازین ناتوان گذشت
  2. شمارهٔ ۲۷۵مرا کی از سبوی می گزیر است
  3. شمارهٔ ۲۷۶شکسته خاطرم و رغبت نشاطم نیست
  4. شمارهٔ ۲۷۷ایام بهار است و گلی در چمنم نیست
  5. شمارهٔ ۲۷۸از شوق تو دل همره عمر گذران است
  6. شمارهٔ ۲۷۹خطش دمید و به نازش نیاز من باقی ست
  7. شمارهٔ ۲۸۰درین حدیقه دل مستمند بسیار است
  8. شمارهٔ ۲۸۱در دلم بگذشت و چشمم اشک بی‌تابانه ریخت
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.