پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۷

بازم از زخم خدنگش در دل و جان آتش است

ناوک او را مگر چون شمع، پیکان آتش است

خاک را از اشک من پرخون بود دایم کنار

چرخ را از آه من در زیر دامان آتش است

از فروغ او به گرداب خطر افتاده است

کشتی آیینه از موم است و طوفان آتش است

برق آه از حال ما سازد بتان را باخبر

نامه ی آشفتگان همچون نگهبان آتش است

از گلستان تو هر کس گل به دامن می برد

جای گل چون شمع ما را در گریبان آتش است

در جهان پنهان نماند هیچ کاری در لباس

عشق در تجرید همچون در بیابان آتش است

عاشقان را در بساط دل به غیر از آه نیست

این چنین باشد، در آتشخانه سامان آتش است

چون جوانی رفت، مگذر از می گلگون سلیم

باده در پیری چو در وقت زمستان آتش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۹بیا که فصل خوش روزگار نزدیک است
  2. شمارهٔ ۲۷۰به توبه هر که ز یک قطره ی شراب گذشت
  3. شمارهٔ ۲۷۱ره بیرون شدنم زین چمن از یاد شده ست
  4. شمارهٔ ۲۷۲در گلستان جهان هر مرغ نالان خود است
  5. شمارهٔ ۲۷۳شمع از هوای وصلت، در حالت هلاک است
  6. شمارهٔ ۲۷۴از بس که تلخکام ازین ناتوان گذشت
  7. شمارهٔ ۲۷۵مرا کی از سبوی می گزیر است
  8. شمارهٔ ۲۷۶شکسته خاطرم و رغبت نشاطم نیست
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.