پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۶

خط نیست این به گرد گلت، سبزه ی تری ست

این خط برای دعوی حسن تو محضری ست

از خضر، رهروان تو منت نمی کشند

هر موج ریگ بادیه بر چشمه رهبری ست

ناموس برده پرده نشینان باغ را

ای تاک، دختر تو چه محجوب دختری ست

بر رهگذار جلوه ات ای ابر نوبهار

هر دانه بر زمین چمن، خاک بر سری ست

سر نیست ای حریف، وگرنه درین چمن

هر لاله است تاجی و هر غنچه افسری ست

ای ناخدا، ز صحبت او احتراز کن

طوفان ندیده ای که چه دیوانه ی تری ست

روزم سیاه گشته ز شوخی که هر زمان

چون آفتاب گنجفه در دست دیگری ست

از بس چمن سلیم برافروخت از بهار

هر غنچه ای به شاخ، درخشنده اختری ست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۸آن گل که توان حرفی ازان زد گل داغ است
  2. شمارهٔ ۲۶۹بیا که فصل خوش روزگار نزدیک است
  3. شمارهٔ ۲۷۰به توبه هر که ز یک قطره ی شراب گذشت
  4. شمارهٔ ۲۷۱ره بیرون شدنم زین چمن از یاد شده ست
  5. شمارهٔ ۲۷۲در گلستان جهان هر مرغ نالان خود است
  6. شمارهٔ ۲۷۳شمع از هوای وصلت، در حالت هلاک است
  7. شمارهٔ ۲۷۴از بس که تلخکام ازین ناتوان گذشت
  8. شمارهٔ ۲۷۵مرا کی از سبوی می گزیر است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.