پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۵

من تشنه ی آن چشمه که آبش همه خون است

سرگرم سبویی که شرابش همه خون است

مستی که کند عیش ز پهلوی دل ما

تنها نه شرابش، که کبابش همه خون است

ساقی بده آن جام که چون شهد محبت

از لب چو فرورفت شرابش، همه خون است

در راه تو بر هر لب جویی که رسیدم

چون جدول زخم دلم آبش همه خون است

بر اسب حنا بسته ز نخجیر فکندن

صیاد مرا تا به رکابش همه خون است

چون موج، سلیم است در انداز کناری

زین بحر که در جام حبابش همه خون است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۷بازم از زخم خدنگش در دل و جان آتش است
  2. شمارهٔ ۲۶۸آن گل که توان حرفی ازان زد گل داغ است
  3. شمارهٔ ۲۶۹بیا که فصل خوش روزگار نزدیک است
  4. شمارهٔ ۲۷۰به توبه هر که ز یک قطره ی شراب گذشت
  5. شمارهٔ ۲۷۱ره بیرون شدنم زین چمن از یاد شده ست
  6. شمارهٔ ۲۷۲در گلستان جهان هر مرغ نالان خود است
  7. شمارهٔ ۲۷۳شمع از هوای وصلت، در حالت هلاک است
  8. شمارهٔ ۲۷۴از بس که تلخکام ازین ناتوان گذشت
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.