پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۴

خون دلم چو لاله، آرایش ایاغ است

بوی گل جنونم، مشاطه ی دماغ است

خسرو خبر ندارد از درد عشق شیرین

معلوم می توان کرد فرهاد سنگداغ است

ز آشفتگی دلم را سودای ناصحان نیست

طفلان خموش باشید، دیوانه بی دماغ است

گر خوب گشت خود هیچ، ور بد شود بسی طعن

شغل سخن گزاری چون خدمت چراغ است

نتوان سلیم در عشق همچشم خویش را دید

سوزم که شمع سوزد، داغم که لاله داغ است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۶خط نیست این به گرد گلت، سبزه ی تری ست
  2. شمارهٔ ۲۶۷بازم از زخم خدنگش در دل و جان آتش است
  3. شمارهٔ ۲۶۸آن گل که توان حرفی ازان زد گل داغ است
  4. شمارهٔ ۲۶۹بیا که فصل خوش روزگار نزدیک است
  5. شمارهٔ ۲۷۰به توبه هر که ز یک قطره ی شراب گذشت
  6. شمارهٔ ۲۷۱ره بیرون شدنم زین چمن از یاد شده ست
  7. شمارهٔ ۲۷۲در گلستان جهان هر مرغ نالان خود است
  8. شمارهٔ ۲۷۳شمع از هوای وصلت، در حالت هلاک است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.