پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۹

خصمی به میان من و غیر از سخن توست

بادام دو مغزی، دو زبان در دهن توست

چشمی به ره نکهت خود داشته دایم

پیراهن یوسف که کنون پیرهن توست

افسانه ی یوسف که گرفته ست جهان را

دانم سخن است آن همه، اما سخن توست

ایمن مشو از خضر که از سادگی او را

رهبر تو گمان می بری و راهزن توست

این گرد و غباری که برد باد به هر سوی

ای دل بگشا دیده که خاک وطن توست

فریاد سلیم از جگرم دود برآورد

رحم است بر آن مرغ که دور از چمن توست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۱امشب که ز بختم به سوی بزم تو راه است
  2. شمارهٔ ۲۶۲یار ما مونس بد و نیک است
  3. شمارهٔ ۲۶۳دلم چو شمع همه عمر میهمان خود است
  4. شمارهٔ ۲۶۴خون دلم چو لاله، آرایش ایاغ است
  5. شمارهٔ ۲۶۵من تشنه ی آن چشمه که آبش همه خون است
  6. شمارهٔ ۲۶۶خط نیست این به گرد گلت، سبزه ی تری ست
  7. شمارهٔ ۲۶۷بازم از زخم خدنگش در دل و جان آتش است
  8. شمارهٔ ۲۶۸آن گل که توان حرفی ازان زد گل داغ است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.