پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۲

یار ما مونس بد و نیک است

ما چه دوریم و او چه نزدیک است

دل من از خیال طره ی او

همچو پای چراغ، تاریک است

در سر کوی او یقینم شد

که فلک نیز از مفالیک است

کشت قسمت مرا که بر دهقان

آب باریک، رنج باریک است

الفت دل به چشم مست بتان

آشنایی ترک و تاجیک است

کمرش را سلیم تنگ مگیر

باخبر باش، رشته باریک است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۴خون دلم چو لاله، آرایش ایاغ است
  2. شمارهٔ ۲۶۵من تشنه ی آن چشمه که آبش همه خون است
  3. شمارهٔ ۲۶۶خط نیست این به گرد گلت، سبزه ی تری ست
  4. شمارهٔ ۲۶۷بازم از زخم خدنگش در دل و جان آتش است
  5. شمارهٔ ۲۶۸آن گل که توان حرفی ازان زد گل داغ است
  6. شمارهٔ ۲۶۹بیا که فصل خوش روزگار نزدیک است
  7. شمارهٔ ۲۷۰به توبه هر که ز یک قطره ی شراب گذشت
  8. شمارهٔ ۲۷۱ره بیرون شدنم زین چمن از یاد شده ست
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.