پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۷

می بی منت اگر میل کنی، حیرانی ست

جامه ی مفت اگر می طلبی، عریانی ست

قصه ی افسر کیخسرو و تاج جمشید

به سر خاک نشینان که مرصع خوانی ست

آشنایی همه جا از ره نسبت خیزد

مست را دوستی ابر ز تر دامانی ست

با چنین کوتهی عمر، بیان نتوان کرد

قصه ی طول امل را، که سخن طولانی ست

می دوند از پس و پیشم به تماشا خلقی

عشق را شور جنون، کوکبه ی سلطانی ست

در تمنای سجود در او کاسته ام

چون هلال آنچه ز من مانده به جا، پیشانی ست

نتوان گفت می کوثر و آب زمزم

شرح کیفیت لعل لب او وجدانی ست

چشم مستی که ربوده ست ز سر هوش مرا

شیر از نسبت او در پی آهوبانی ست

چاره ی زخم دلم مرهم عیسی نکند

خنجری نیست مرا چاک جگر، مژگانی ست

صحبت عشق و جنون گرم چو گردید سلیم

کشتی حوصله از شبنم می طوفانی ست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۹خصمی به میان من و غیر از سخن توست
  2. شمارهٔ ۲۶۰چنان ز گریه ی من اشک همنشینم ریخت
  3. شمارهٔ ۲۶۱امشب که ز بختم به سوی بزم تو راه است
  4. شمارهٔ ۲۶۲یار ما مونس بد و نیک است
  5. شمارهٔ ۲۶۳دلم چو شمع همه عمر میهمان خود است
  6. شمارهٔ ۲۶۴خون دلم چو لاله، آرایش ایاغ است
  7. شمارهٔ ۲۶۵من تشنه ی آن چشمه که آبش همه خون است
  8. شمارهٔ ۲۶۶خط نیست این به گرد گلت، سبزه ی تری ست
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.