پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۶

از عشق حکایت مکن افسانه بزرگ است

هشدار که کم ظرفی و پیمانه بزرگ است

بگذر ز سر عشق [و] تمنای دگر کن

ای مور، ضعیفی تو و این دانه بزرگ است

طفلان همه خندند بر آن پیر که گوید

گستاخ مباشید که دیوانه بزرگ است

در عشق اگر یک نفس آرام ندارد

معذور بود، مطلب پروانه بزرگ است

از چاک دلم مرتبه ی دوست توان یافت

آن را که بزرگ است، در خانه بزرگ است

دیوانه بسی هست به عالم چو سلیما

معلوم ازان نیست که ویرانه بزرگ است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۸کی توان در عشق، بی سامان حیرانی نشست؟
  2. شمارهٔ ۲۵۹خصمی به میان من و غیر از سخن توست
  3. شمارهٔ ۲۶۰چنان ز گریه ی من اشک همنشینم ریخت
  4. شمارهٔ ۲۶۱امشب که ز بختم به سوی بزم تو راه است
  5. شمارهٔ ۲۶۲یار ما مونس بد و نیک است
  6. شمارهٔ ۲۶۳دلم چو شمع همه عمر میهمان خود است
  7. شمارهٔ ۲۶۴خون دلم چو لاله، آرایش ایاغ است
  8. شمارهٔ ۲۶۵من تشنه ی آن چشمه که آبش همه خون است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.