پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۴ - الاتصال

کنون بشنو که در ضمن مقالت

کنم واقف ز سر اتصالت

عیان عید باشد ذات خود را

بهستی متصل ذات الاحد را

ابا قطع نظر اندر کم و بیش

ز تقیید وجود عینی خویش

ز حق در نفی آثارت مجالی

شد ار پیدا بعین اتصالی

همانا بر کلامم بر نخوردی

باین تحقیق نیکو پی نبردی

دم رحمن چون بینی در شهودت

مددها کاید از شاه وجودت

بحدی تا که بینی هستی تو

باو باقیست بی همدستی تو

در اینجا خواست گرد افتراقت

تو رفتی آمد آنمه در وثاقت

نبود او جز تو مانع این دوئی بود

جدائیها زمائی و تویی بود

جدائیرا چو هشتی عین اوئی

نگنجد بین واحد تار موئی

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۶ - الاحدیهاحدیت بود وصفی که ساقط
  2. بخش ۷ - احدیه الجمعاحدیت که جمع اندر بیانست
  3. بخش ۸ - احصاء الاسماءاگر صاحبدلی بشنو کماهی
  4. بخش ۹ - الاحوالبود احوال افاضات مواهب
  5. بخش ۱۰ - الاحسانگر از روی خرد باشی مصدّق
  6. بخش ۱۱ - الارادهاراده مر محبت را مبادیست
  7. بخش ۱۲ - ارائک التوحیدشنو زارائک التوحید باری
  8. بخش ۱۳ - الاسمز اسم ار اصطلاح ما بدانی
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.