پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۱۰ - الاحسان

گر از روی خرد باشی مصدّق

شنو تحقیق احسان از محقق

عبودیت بود تفسیر احسان

اگر یابد تحقیق بهر انسان

کنی آن‌سان مراعات ادب را

که می‌بینی تو گویی وجه رب را

عبودیت اگر گردد محقَق

شود مشهود سالک حضرت حق

تو آثار عبودیت درین بین

جمال رب خود از چشم یقین بین

نبی فرمود اعمال نکو را

چنان می‌کن که بینی گویی او را

مر او را از یقین دیدن چنین است

نه از روی حقیقت وین یقین است

بود پیدا به عبد آیات ذاتش

خود از پشت حجابات صفاتش

بدون‌ این حجب منع است رؤیت

جز آنرا کوست فانی در طریقت

حقیقت گر شهودش شد نسق را

نه عبد است او، دگر حق دیده حق را

نه احسان‌ست این، بل کشف ذات‌ست

خود احسان رؤیت او بالصفاتست

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۱۲ - ارائک التوحیدشنو زارائک التوحید باری
  2. بخش ۱۳ - الاسمز اسم ار اصطلاح ما بدانی
  3. بخش ۱۴ - الاسماء الذاتیهکنون گفتارم از اسماء ذاتیست
  4. بخش ۱۵ - الاسم الاعظمدگر بشنو بیان اسم اعظم
  5. بخش ۱۶ - الاصطلامیکی از اصطلاحات اصطلام است
  6. بخش ۱۷ - الاعرافیکی از معنی اعراف بشنو
  7. بخش ۱۸ - الاعیان الثابتهشنو ز اعیان ثابت اصطلاحی
  8. بخش ۱۹ - الافق المبین والافق الاعلیافق باشد مبین اندر بدایت
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.