پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۹ - الاحوال

بود احوال افاضات مواهب

سوی عید از جناب رب واجب

شود وارد بعبد از حسن اعمال

که قلب و نفس از و گردد نکو حال

ز حق نازل بمحض امتنان است

دل از وی در تحول هر زمانست

برد دل را زپستی سوی بالا

هماره تا جناب حق یکتا

بماند از ترقی گر زمانی

رسیده بروی از فعلی زیانی

هر آن دل در عمل بیعیب و نقص است

ز تحویل نکو دایم برقص است

اگر آگه شوی ز احوال کان چیست

یقین دانی که غیر از موهبت نیست

چو یابی در طریقت اجر اعمال

شوی خود مستعد بر حسن احوال

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۱۱ - الارادهاراده مر محبت را مبادیست
  2. بخش ۱۲ - ارائک التوحیدشنو زارائک التوحید باری
  3. بخش ۱۳ - الاسمز اسم ار اصطلاح ما بدانی
  4. بخش ۱۴ - الاسماء الذاتیهکنون گفتارم از اسماء ذاتیست
  5. بخش ۱۵ - الاسم الاعظمدگر بشنو بیان اسم اعظم
  6. بخش ۱۶ - الاصطلامیکی از اصطلاحات اصطلام است
  7. بخش ۱۷ - الاعرافیکی از معنی اعراف بشنو
  8. بخش ۱۸ - الاعیان الثابتهشنو ز اعیان ثابت اصطلاحی
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.