پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۳۵۸ - کوکب الصبح

کنم از کوکب صبحت بیانی

بود اول تجلی را نشانی

بسالک مطلق از اول تجلی

بود ظاهر فروغ نفس کلی

در اینمعنی بقرآن ذوالمنن گفت

«رأی کوکب علیه اللیل جن» گفت

بود لیل طبیعت تیره چون شب

طلوع نفس بر این شب چو کوکب

بسالک کو بود در راه توحید

کند زان پس تجلی ماه و خورشید

که آن از قلب و روح آمد عبارت

و زان پس نور ذاتست این اشارت

خلیل حق در اینمعنی متین گفت

بوحدت «الا احب الافلین» گفت

بود «وجهت وجهی» اینکه هر سو

کنی رو نیست پیدا غیر یک رو

پس از رفع حجب گردید ظاهر

که خود ارض و سما را اوست فاطر

شود اسلام سالک اندرین سیر

حقیقی هم بری از شرک و از غیر

بتحقیق ولایت اندرین باب

دهم شرحی بعون رب‌الارباب

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۳۶۰ - کیمیاء‌السعادهمرا باز از سعادت کیمیائیست
  2. بخش ۳۶۱ - کیمیاء‌العوامیکی هم کیمیا خاص عوام است
  3. بخش ۳۶۲ - کیمیاء‌الخواصدگر دارند خاصان کیمیائی
  4. بخش ۳۶۳ - اللائمهبده از لائمه دل را تسلی
  5. بخش ۳۶۴ - اللببود لب عقل صافی از کدورت
  6. بخش ۳۶۵ - لب اللببود هم لب لبت در گواهی
  7. بخش ۳۶۶ - اللبسز لبس آن عنصریت در اساس است
  8. بخش ۳۶۷ - اللسنلسن واقع بوی گردد کماهی
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.