پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۳۶۱ - کیمیاء‌العوام

یکی هم کیمیا خاص عوام است

وی استبدال گوهر بر رخام است

ز کف هشتن متاع اخر ویرا

بدل بستن حطام دنیوی را

علو را دادن و دانی گرفتن

بقا را هشتن و فانی گرفتن

کند بر بوته زری کیمیاگر

مبدل برنحاس او را شود زر

هوای کیمیایش بر گزاف است

مرادش جمله برعکس و خلافست

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۳۶۳ - اللائمهبده از لائمه دل را تسلی
  2. بخش ۳۶۴ - اللببود لب عقل صافی از کدورت
  3. بخش ۳۶۵ - لب اللببود هم لب لبت در گواهی
  4. بخش ۳۶۶ - اللبسز لبس آن عنصریت در اساس است
  5. بخش ۳۶۷ - اللسنلسن واقع بوی گردد کماهی
  6. بخش ۳۶۸ - لسان الحقلسان‌الحق بود انسان فایق
  7. بخش ۳۶۹ - اللطیفهلطیفه چیست تدقیق اشارت
  8. بخش ۳۷۰ - اللطیفه الانسانیهلطیف کو بانسانست معروف
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.