پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۳۶۷ - اللسن

لسن واقع بوی گردد کماهی

باذن واعی افصاح الهی

شود واقع بحق افصاح و گفتار

بر آن گوشی که می‌باشد نگهدار

گهی باشد که اشعار است و الهام

بدون واسطه کاید به پیغام

شود خود عبد عارف بر فصاحت

که از حق است این لطف و ملاحت

دگر شد واسطه آن را بتحقیق

نبی خود یا ولی یا مرد صدیق

لسن این هر دو را گویند اصحاب

ولی در هر دو رمزی هست دریاب

بود چون مختلف فهم خلایق

مناسب نیست توضیح دقایق

گروهی کاهل این اسرار بودند

بفهم خلق برخوردار بودند

حجاب از روی معنی باز کردند

بیان راز با صد راز کردند

بما گفتند در صد پرده یک راز

صفی یک پرده هم افزون کند باز

لسن تعریف ذات از هر صفاتست

که ظاهر از نمود ممکناتست

یکی را چشم بازو اذن خیر است

یکی در وصف او محتاج غیر است

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۳۶۹ - اللطیفهلطیفه چیست تدقیق اشارت
  2. بخش ۳۷۰ - اللطیفه الانسانیهلطیف کو بانسانست معروف
  3. بخش ۳۷۱ - اللوحدگر لوحت کتاب بس مبین است
  4. بخش ۳۷۲ - اللوایحلوایح لایحه را لفظ جمع است
  5. بخش ۳۷۳ - اللوامعلوامع باشد آن انوار ساطع
  6. بخش ۳۷۴ - لیله القدرکنم از لیله‌القدرت بیانی
  7. بخش ۳۷۵ - باب‌المیم الماسک و المموسک به والمموسک لاجلهزممسوک به و ماسک شنو باز
  8. بخش ۳۷۶ - ماء‌القدسزماء‌القدس بشنو کو بود علم
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.