پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۳۷۳ - اللوامع

لوامع باشد آن انوار ساطع

که مر اهل بدایت راست لامع

بحس مشترک عکس خیال است

و زآنجا منعکس بر حس و حال است

مشاهد را شود پیدا بظاهر

چه نور مهر و مه مشهور و باهر

گهی باشد که آید سرخ در دید

خود آن از قهر برنفس است و تهدید

و گر از لطف و احسانست و رحمت

مکاشف را بود مایل بخضرت

غلبه نور لطف و قهر غالب

بسبز و سرخ لامع بر مناسب

ز بهر مبتدی اغلب لوامع

بود نوری که بر دل گشت طالع

گه احمرگاه اخضر باشد آنهم

بحکم قهر و لطف الله اعلم

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۳۷۵ - باب‌المیم الماسک و المموسک به والمموسک لاجلهزممسوک به و ماسک شنو باز
  2. بخش ۳۷۶ - ماء‌القدسزماء‌القدس بشنو کو بود علم
  3. بخش ۳۷۷ - المبدئیتاضافه محض باشد مبدئیت
  4. بخش ۳۷۸ - مبادی النهایاتدگر باشد مبادی النهایات
  5. بخش ۳۷۹ - مبنی التصوفز مبنای تصوف جو حقیقت
  6. بخش ۳۸۰ - المتحقق المطلقمتحقق بحث است آن مشاهد
  7. بخش ۳۸۱ - المتحقق بالحق و الخلقمتحقق بحق و خلق آنست
  8. بخش ۳۸۲ - المجذوببود مجذوب آنکو حق زعونش
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.