پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۳۸۰ - المتحقق المطلق

متحقق بحث است آن مشاهد

که بیند در تعیین وجه واحد

متعین بهر شیئ بی ز تقیید

باو یعنی مقید نیست در دید

شود مشهود حق در هر مقید

باسم و وصف و حیثی بر موحد

باسمی یا صفت یا اعتباری

پس او را نیست در وی انحصاری

بشییء منحصر چون ز اعتلانیست

تقید را در او ره مطلقا نیست

بشییء منحصر گر بی‌نشان بود

مقید هم بر آن شییء می‌توان بود

متعین بهر موجود او شد

ولی بی‌انحصار و بی تقید

ندانی معنی اطلاقش ار چیست

بهستی بین که شییء منحصر نیست

پس او خود مطلقی باشد مقید

که با قید است مطلق بر مشاهد

منزه باشد از تقیید و اطلاق

ز لا اطلاق هم در ذات خود طاق

نه تقیید ونه لا قیید او راست

ز اطلاق و ز لا اطلاق یکتاست

هر آن شییء که بینی غیر وی نیست

خود او هر شیئی و خود در هیچ شیی نیست

برون از شرط و وصف و اشتراکست

ز شرط و لابشرطی هر و پاکست

همه موجند اشیاءء اندر آن یم

بلا اشیاءعیان ز اشیاءست فافهم

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۳۸۲ - المجذوببود مجذوب آنکو حق زعونش
  2. بخش ۳۸۳ - المجالی الکلیه و المطالع و المنصاتنباشد گر در ادراکت موانع
  3. بخش ۳۸۴ - مجلی الاسماء الفعلیهدگر اسماء فعلی راست مجلی
  4. بخش ۳۸۵ - مجمع‌البحرینبود آن مجمع البحرین مابین
  5. بخش ۳۸۶ - مجمع‌الاهواءحدیث از مجمع‌الاهوات گویم
  6. بخش ۳۸۷ - مجمع‌الاضدادهویت مجمع‌الاضداد باشد
  7. بخش ۳۸۸ - محبت‌الاصلیمحبت کوست اصلی حب ذاتست
  8. بخش ۳۸۹ - المحفوظبود محفوظ آنعبدی که شاهش
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.