پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۳۸۷ - مجمع‌الاضداد

هویت مجمع‌الاضداد باشد

که از کل قیود آزاد باشد

تخالفها در آنجا شد مرافق

همه اطراف دور از هم معانق

بسابق ذکر شد کاین اختلافات

در اشیاء هست ز اسماء بی‌منافات

چو اسماء مختلف بودند بالاصل

حقایق مختلف گردید در فصل

شود رفع اختلاف کل اسماء

در آنحضرت که نبود اسم راجا

خط و خال از پی اظهار حسن است

شئون زیبنده بازار حسن است

در آنخلوت که مستور است دلدار

فکنده پرده اندر پیش رخسار

نه حاجت بر شئون خط و خال است

نه بر آیات زلف و رخ مجال است

بود یک حسن و آنهم در کمونست

باو راجع ظهروات شئون است

بدریا دجله و شط مجتمع گشت

نزاع خال با خطر مرتفع گشت

اگرچه در عیان هم بی‌نزاعند

بکار حسن در یک انتفاعند

مراد از فعل خط و شیوه خال

نمود حسن باشد هم بتمثال

شئونات نکوئی در مجامع

باصل حسن باشد جمله راجع

اگرهم بین اسماء اختلاف است

بدینسان است وین خود بیخلافست

بود پس مجمع الاضداد اصلی

که اشیاء راست مرجع دون فصلی

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۳۸۹ - المحفوظبود محفوظ آنعبدی که شاهش
  2. بخش ۳۹۰ - محوارباب الظاهراگر داری تو سیری در ظواهر
  3. بخش ۳۹۱ - محوارباب السرائرشنو از محو ارباب سرائر
  4. بخش ۳۹۲ - مجمع‌الجمعدگر بشنو حدیث از مجمع‌الجمع
  5. بخش ۳۹۳ - محوالعبودیه و محو عین‌العبدگرت محو عبودیت بود فهم
  6. بخش ۳۹۴ - المحقبود محق آن فنای عبد در حق
  7. بخش ۳۹۵ - المحاضرهمحاضر با اضافه تا محقق
  8. بخش ۳۹۶ - المحاذاتمحاذاتت حضور وجه یار است
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.