پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۳۹۴ - المحق

بود محق آن فنای عبد در حق

فنای هستیش در ذات مطلق

فعالش چون فنا در ذات حق شد

خود آنرا محو اگر گفتند حق بد

دگر طمس آن فنای فی‌الصفاتست

صفاتش منظمس در وصف ذاتست

بحق اندر وجود او حق گزیند

وجود شیئی جز للحق نبیند

بمحو از شیئی فعلی در نظر نیست

بجز للحق فعالی جلوه‌گر نیست

بطمس ارباز دانی مدعا را

نمی‌ماند صفاتی جز خدا را

فناهای ثلاث اندر مراتب

بمحق و محو و طمس آمد مناسب

فنای محقت از حیث وجود است

فنای محو فعلی در نمود است

فنای طمس از وجه صفاتست

نه وصفی ظاهر الاوصف ذاتست

در اینجا وصف خلقیت بدل شد

صفات عبد رفت و لم یزل شد

صفات حق چو آمد در عیانت

کجا ماند از صفات خود نشانت

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۳۹۶ - المحاذاتمحاذاتت حضور وجه یار است
  2. بخش ۳۹۷ - المحادثهمحادث با اضافه تا خطاب است
  3. بخش ۳۹۸ - المخدعتو مخدع موضع قطب جهان دان
  4. بخش ۳۹۹ - المدد الوجودیمددهای وجودی در نزولش
  5. بخش ۴۰۰ - المراتب الکلیهمراتب نزد صوفی غیر شش نیست
  6. بخش ۴۰۱ - مرآت الکوندگر مرآت کون بیخلاف است
  7. بخش ۴۰۲ - مرآت الحضرهبود مرآت حضرت بالعلاین
  8. بخش ۴۰۳ - مرآت الحضرتیندگر مرآت پاک حضرتینت
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.