پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۴۰۲ - مرآت الحضره

بود مرآت حضرت بالعلاین

تعینها که شد منسوب باطن

شئون باطنی راهست منسوب

صورها زان با کوانست محسوب

پس آمد آن شئون مرآت حضرت

که در اکوان صور را داد رتبت

باینمعنی که صورتهای اکوان

شئون باطنی را ظاهر است آن

وجود با تعین بی‌مغایر

بصورتهای اکوان گشت ظاهر

ز مرآت به خود این مرایا

حکایت می‌کنند از دون و والا

زوجه واحدند اینجمله مرآت

تعینهای باطن هم شئونات

شئون مرآت و اکوان ظاهر اوست

نمایان زین مرا یا جمله یکروست

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۴۰۴ - المسامرهمسامر با اضافه تاست صحبت
  2. بخش ۴۰۵ - مسالک جوامع الاثنیهمسالک از جوامع اثنیه چیست
  3. بخش ۴۰۶ - مستوی الاسم الاعظمدگر از مستوی اسم اعظم
  4. بخش ۴۰۷ - مستند المعرفهدل اندر مستند المعرفه دار
  5. بخش ۴۰۸ - المستهلکبود مستهلک آن فانی بالذات
  6. بخش ۴۰۹ - المسئله الغامضهشنو زان مسئله کوهست غامض
  7. بخش ۴۱۰ - المستریحکسی او مستریح آمد بدلخواه
  8. بخش ۴۱۱ - مشارق الصبحمشارق بالاضافه صبح صادق
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.