پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۴۱۰ - المستریح

کسی او مستریح آمد بدلخواه

که از سر قدر گردید آگاه

حق او را مطلع سازد کماهی

ز قدر خلق و تقدیر الهی

ببیند آنچه مقدور است و واجب

وقوعش وقت معلوم و مناسب

هر آنچیزی که ز اشیاء نیست مقدور

وقوعش ممتنع باشد بدستور

کند پس مستریح این اختیارش

بکلی از طلب وز انتظارش

نه بر مستقبلش امید و وحشت

نه بر ما فات او را خوف و حسرت

نباشد اعتراضش بر فعالی

که واقع گردد از تأثیر و حالی

انس گوید پیمبر را بده سال

نمودم خدمت اندر کل احوال

بکاری هیچوقت از فعل و ترکم

نفرمود اعتراض او بیش یا کم

بدینسانست حال مرد عارف

که ز اسرار قدر گردید واقف

چنین شخصی بود پیوسته سالم

نیابد از جهان غیر از ملایم

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۴۱۲ - مشارق شمس الحقیقهمشارق باز با شمس حقیقت
  2. بخش ۴۱۳ - مشرف‌الضمایردگر مشرف که باشد بالضمایر
  3. بخش ۴۱۴ - المضاهاه بین‌الشئون و الحقایقمضاهات آنکه بر تعیین لایق
  4. بخش ۴۱۵ - المضاهاه بین‌الحضرات والاکوانمضاهات دگر در نص عرفان
  5. بخش ۴۱۶ - المطالعهمطالع با اضافه تاست کاشف
  6. بخش ۴۱۷ - المطلعز مطلع سالکی تا مطلع نیست
  7. بخش ۴۱۸ - معالم اعلام الصفاتمعالم آنچه اعلام الصفات است
  8. بخش ۴۱۹ - المعلم الاول و معلم الملکمعلم اول آدم بر ملک بود
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.