پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۴۱۶ - المطالعه

مطالع با اضافه تاست کاشف

ز توفیقات حق از بهر عارف

سؤال از عارفین هم در مواقع

بسوی حادثات است آنچه راجع

دگر اطلاق آن باشد در آنات

بر استشراف دیدار و شهودات

بهنگام طوالع چونگه شارق

شود هم بر مبادی بوارق

کند توقیف تا در هر مقامش

زجوش اندازد و آرد قوامش

دگر تا داند او خود نیست رهرو

ز توقیف آید ایدر انتباهی

رسد در هر قدم فیض هدایت

کند ره طی بامید عنایت

سؤال از بهر آن تا باشد آگاه

که حقش در حوادث بوده همراه

نماید جمع خود را در مسالک

رهد با هر سؤالی از مهالک

هم استشراف او اندر طوالع

بشوق آرد کند رفع موانع

مطالعه بدینسانست در کار

حدود ارمرد این راهی نگهدار

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۴۱۸ - معالم اعلام الصفاتمعالم آنچه اعلام الصفات است
  2. بخش ۴۱۹ - المعلم الاول و معلم الملکمعلم اول آدم بر ملک بود
  3. بخش ۴۲۰ - مغرب ‌الشمسببین از مغرب‌الشمس از تفطن
  4. بخش ۴۲۱ - مفتاح سرالقدریکی مفتاح از سر قدر جو
  5. بخش ۴۲۲ - المفتاح الاولبود مفتاح اول در تقاضا
  6. بخش ۴۲۳ - مفرج الاحزان و مفرج‌الکروبمفرح چیست اندر کرب و احزان
  7. بخش ۴۲۴ - المفیضمفیض اسمی است ز اسماء پیمبر
  8. بخش ۴۲۵ - المقاممقام آمد بآثار و لوازم
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.