پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۴۲۵ - المقام

مقام آمد بآثار و لوازم

خود استیفای هر حل از مراسم

حقوقش گرنه مستوفاست حاصل

که اندر اوست از راه و منازل

صحیح او را ترقی نیست مطلق

سوی ما فوق آن رتبت محقق

مثال است این قناعت گر بحاصل

نیابد در تو استکمال کامل

توکل کی صحیح آید بتنظیم

بدینسان بی‌توکل وصف تسلیم

چنین دان هر صفت را تا بآخر

بود تصحیح ادنی شرط بر تر

ز استیفا مرا آن نیست مقصود

که در عالی شود دون از تو مفقود

نماند باقی او را وصف ادنی

بود ممکن ترقی تا به اعلی

مراد اینست کاندر جمله سالک

شود قایم بسلطانی و مالک

مثال آب کاندر جو روانست

مراتب را مساوی بالعیانست

بدون طفره از جائی به جائی

مقام اینست گرداری بنائی

بدینسان است حال مرد سیار

شود ثابت مقاماتش برفتار

بمافوق ارتقا یابد چو از پست

بندهد رتبه مادون هم از دست

نباشد گر که ثابت وصف و نامش

نخوانند اهل ره صاحب مقامش

مقام این نیست بهر مرد سایر

که منزلها کند طی چون مسافر

زهر منزل که بندد بار دیگر

نیارد هیچ از آن منزل بخاطر

کسی او عارف صاحب مقام است

که حاضر در منازل بالتمام است

هر آنرا شد مقام اعلی و افزون

نماید بیشتر او حفظ مادون

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۴۲۷ - المکانهمکانت منزلی باشد بحاصل
  2. بخش ۴۲۸ - المکرکنم تفسیر مکر از بهر عارف
  3. بخش ۴۲۹ - الملک و الملکوتدیگر ملکوت و ملکت بی‌زیادت
  4. بخش ۴۳۰ - مالک الملکدگر آن مالک الملکت بود حق
  5. بخش ۴۳۱ - ممدالهممممد اندر همم باشد پیمبر
  6. بخش ۴۳۲ - المناصفهمناصف با اضافه تا است انصاف
  7. بخش ۴۳۳ - المنهج الاولشدت گر منهج اول به نیت
  8. بخش ۴۳۴ - منقطع الوحدائیدگر از منقطع وحدانیت طمع
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.