پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۴۲۷ - المکانه

مکانت منزلی باشد بحاصل

که ارفع نزد حق است از منازل

بود مطلق مکان و مشهد صدق

ملیک مقتدر را مقعد صدق

کسی از صوفی در اینجا گر مکان یافت

به نتوان هیچ آثار و نشان یافت

بدنیا هر که امیدش بحق شد

بدور از چشم انسش ما خلق شد

بهم پیچید طومار خلایق

گسست از غیر حق بند علایق

مؤانس با ملیک مقتر شد

دوکون از چشم قلبش مستتر شد

دهد جا پس حقش درمقعد صدق

رساند از رهش بر مقصد صدق

بپوشاند ز چشم ممکناتش

چه او پوشید چشم از غیر ذاتش

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۴۲۹ - الملک و الملکوتدیگر ملکوت و ملکت بی‌زیادت
  2. بخش ۴۳۰ - مالک الملکدگر آن مالک الملکت بود حق
  3. بخش ۴۳۱ - ممدالهممممد اندر همم باشد پیمبر
  4. بخش ۴۳۲ - المناصفهمناصف با اضافه تا است انصاف
  5. بخش ۴۳۳ - المنهج الاولشدت گر منهج اول به نیت
  6. بخش ۴۳۴ - منقطع الوحدائیدگر از منقطع وحدانیت طمع
  7. بخش ۴۳۵ - منتهی المعرفهنشان از منتهای معرفت جو
  8. بخش ۴۳۶ - المناسبه الذاتیهمناسب آنکه ذاتیه است بالعین
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.