پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۴۳۵ - منتهی المعرفه

نشان از منتهای معرفت جو

مقام واحدیت را جهت جو

دم رحمانی از وی انتشا یافت

بمنشیء السوی نام از خدا یافت

باینمعنی کز او شد گر که دانی

مگر ظاهر صورهای معانی

وجود آمد در آن ظاهر زأخفی

زمنزلهاست آن منزل تدلی

چو دروی کرد حق با صد تجمل

بسوی صورت خلقی تنزل

تدانی نیز خوانندش بمطلق

چه هست آنجا دنو خلق از حق

دگر هم منبعث شاید بجودش

اگر خوانی ز سلطان وجودش

چو جود حق در آنجا ابتدا شد

فیوضاتش روان بر ما سوا شد

زهر اسمی تجلی جود حق کرد

عیان ز اسماء تمام ما خلق کرد

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۴۳۷ - المهیمونمهیمون از ملایک نوع خاصند
  2. بخش ۴۳۸ - الموتبود گر معنی موتت به نیت
  3. بخش ۴۳۹ - المیزانصفی شاد که بهر با تمیزان
  4. بخش ۴۴۰ - حکایت ابراهیم خاص علیه‌الرحمهشهی کونامش ابراهیم خاص است
  5. بخش ۴۴۱ - باب‌النون النبوهنبوت از حقایق باشد اخبار
  6. بخش ۴۴۲ - النجباءنجیبانند در عالم چهل تن
  7. بخش ۴۴۳ - النفسنفس گویند ترویح قلوبست
  8. بخش ۴۴۴ - النفس الرحمانیز رحمانی نفس بشنو تو نیکو
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.