پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۴۱۹ - المعلم الاول و معلم الملک

معلم اول آدم بر ملک بود

ملایک را معلم یک بیک بود

برایشان کرد او انباء‌ اسماء

بدستوری که دادش حقتعالی

حقیقت آدم او خودعین حق بود

در آن کسوت که دانی جلوه فرمود

ظهور واحدیت بود آدم

که مسجود ملک گردید و اکرم

ملک نسبت بآدم بود ناقص

که بود بود او عقل صرف و روح خالص

صفی را عقل و روح و قلب و تن بود

وی اکمل در ظهور ذولمنن بود

هر آدم کوشود در عین کثرت

مجرد از شئونات طبیعت

خود او را مظهریت باشد از حق

در او دارد تجلی ذات مطلق

خود آدم را از آن بر صورت خویش

بخوبی کرد خلق از حکمت خویش

تو را گویم بشرط محرمیت

که پوشید او لباس آدمیت

هر آنکس سجده او کرد دل دید

نبود ابلیس محرم آب و گل دید

بهر دوری بود قطبی و شاهی

بود هم ضد او ابلیس راهی

دگر گویند ارواح مکرم

که باشد نفس و عقل ابلیس و آدم

مراد از نفس دان اینجا طبیعت

که نبود هیچ با عقلش معیت

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۴۲۱ - مفتاح سرالقدریکی مفتاح از سر قدر جو
  2. بخش ۴۲۲ - المفتاح الاولبود مفتاح اول در تقاضا
  3. بخش ۴۲۳ - مفرج الاحزان و مفرج‌الکروبمفرح چیست اندر کرب و احزان
  4. بخش ۴۲۴ - المفیضمفیض اسمی است ز اسماء پیمبر
  5. بخش ۴۲۵ - المقاممقام آمد بآثار و لوازم
  6. بخش ۴۲۶ - مقام‌التنزل الربانیمقامی کوست ربانی تنزل
  7. بخش ۴۲۷ - المکانهمکانت منزلی باشد بحاصل
  8. بخش ۴۲۸ - المکرکنم تفسیر مکر از بهر عارف
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.