پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۴۲۰ - مغرب ‌الشمس

ببین از مغرب‌الشمس از تفطن

بود آن استتارش در تعین

بود حق در تعین‌های مشهور

چو روح اندر جسد پیوسته مستور

نیندیشی‌ که جان است او در ابدان

که جانانست و زود در هر تنی جان

غرض آن مغرب الشمس استتار است

که حق را در تعین برقرار است

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۴۲۲ - المفتاح الاولبود مفتاح اول در تقاضا
  2. بخش ۴۲۳ - مفرج الاحزان و مفرج‌الکروبمفرح چیست اندر کرب و احزان
  3. بخش ۴۲۴ - المفیضمفیض اسمی است ز اسماء پیمبر
  4. بخش ۴۲۵ - المقاممقام آمد بآثار و لوازم
  5. بخش ۴۲۶ - مقام‌التنزل الربانیمقامی کوست ربانی تنزل
  6. بخش ۴۲۷ - المکانهمکانت منزلی باشد بحاصل
  7. بخش ۴۲۸ - المکرکنم تفسیر مکر از بهر عارف
  8. بخش ۴۲۹ - الملک و الملکوتدیگر ملکوت و ملکت بی‌زیادت
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.