پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۴۰۶ - مستوی الاسم الاعظم

دگر از مستوی اسم اعظم

شنو باشد خود این بیت‌المحرم

بود آن قلب کامل در حقیقت

حق آنرا داده بهر خویش وسعت

خود «الرحمن علی العرض استوی» گفت

مقام راز خود را دل بجا گفت

ز اسم اعظم آندل مستوی شد

که مر حق را مقام معنوی شد

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۴۰۸ - المستهلکبود مستهلک آن فانی بالذات
  2. بخش ۴۰۹ - المسئله الغامضهشنو زان مسئله کوهست غامض
  3. بخش ۴۱۰ - المستریحکسی او مستریح آمد بدلخواه
  4. بخش ۴۱۱ - مشارق الصبحمشارق بالاضافه صبح صادق
  5. بخش ۴۱۲ - مشارق شمس الحقیقهمشارق باز با شمس حقیقت
  6. بخش ۴۱۳ - مشرف‌الضمایردگر مشرف که باشد بالضمایر
  7. بخش ۴۱۴ - المضاهاه بین‌الشئون و الحقایقمضاهات آنکه بر تعیین لایق
  8. بخش ۴۱۵ - المضاهاه بین‌الحضرات والاکوانمضاهات دگر در نص عرفان
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.