پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۳۹۷ - المحادثه

محادث با اضافه تا خطاب است

که سوی عبد وارد ز آنجنابست

نیوشد آن بصورت نیک‌بختی

چو موسی کان نیوشید از درختی

کسی کانرا شنید و گفت حق بود

میانچی گر بصورت ما خلق بود

حدیثش را یکی از گوش سریافت

یکی از سمع ادراک و نظر یافت

خطابی را که موسی از شجر یافت

صفی آثارش از هر خشک و تر یافت

زبان ماسوا ناطق بر این است

هر آن شیئی خطاب رب دینست

ولی در این مقام از گوش ظاهر

خطابش را نیوشد مرد سایر

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۳۹۹ - المدد الوجودیمددهای وجودی در نزولش
  2. بخش ۴۰۰ - المراتب الکلیهمراتب نزد صوفی غیر شش نیست
  3. بخش ۴۰۱ - مرآت الکوندگر مرآت کون بیخلاف است
  4. بخش ۴۰۲ - مرآت الحضرهبود مرآت حضرت بالعلاین
  5. بخش ۴۰۳ - مرآت الحضرتیندگر مرآت پاک حضرتینت
  6. بخش ۴۰۴ - المسامرهمسامر با اضافه تاست صحبت
  7. بخش ۴۰۵ - مسالک جوامع الاثنیهمسالک از جوامع اثنیه چیست
  8. بخش ۴۰۶ - مستوی الاسم الاعظمدگر از مستوی اسم اعظم
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.