پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۳۸۸ - محبت‌الاصلی

محبت کوست اصلی حب ذاتست

بذات خویش مطلق از جهانست

بدون اعتبار امر زاید

که باشد در میان شیئی مشاهد

محبت در دو تن شد کز مراتب

بهم باشند در معنی مناسب

بذات و وصف و رتبه و فعل و حالی

تناسب را بود در حب مجالی

نبد در حب اصلی غیر موجود

محبت ذات را بر ذات خود بود

محبت داشت بر خود ذات واحد

نبد شیئی که باشد امر زاید

باو بدحب او بی‌نقش چون ذات

بثانی ریخت طرح این محبات

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۳۹۰ - محوارباب الظاهراگر داری تو سیری در ظواهر
  2. بخش ۳۹۱ - محوارباب السرائرشنو از محو ارباب سرائر
  3. بخش ۳۹۲ - مجمع‌الجمعدگر بشنو حدیث از مجمع‌الجمع
  4. بخش ۳۹۳ - محوالعبودیه و محو عین‌العبدگرت محو عبودیت بود فهم
  5. بخش ۳۹۴ - المحقبود محق آن فنای عبد در حق
  6. بخش ۳۹۵ - المحاضرهمحاضر با اضافه تا محقق
  7. بخش ۳۹۶ - المحاذاتمحاذاتت حضور وجه یار است
  8. بخش ۳۹۷ - المحادثهمحادث با اضافه تا خطاب است
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.