پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۳۸۵ - مجمع‌البحرین

بود آن مجمع البحرین مابین

دو عالم را و هست آن قاب قوسین

شد آن بحر و جوب و بحر امکان

وز این دو جمع آمد جسم با جان

خود آن گر عارفی صاحب شهودست

مقام حضرت جمع وجود است

بحیث اجتماع کل اسما

حقیقت‌های کونی و اندر آنها

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۳۸۷ - مجمع‌الاضدادهویت مجمع‌الاضداد باشد
  2. بخش ۳۸۸ - محبت‌الاصلیمحبت کوست اصلی حب ذاتست
  3. بخش ۳۸۹ - المحفوظبود محفوظ آنعبدی که شاهش
  4. بخش ۳۹۰ - محوارباب الظاهراگر داری تو سیری در ظواهر
  5. بخش ۳۹۱ - محوارباب السرائرشنو از محو ارباب سرائر
  6. بخش ۳۹۲ - مجمع‌الجمعدگر بشنو حدیث از مجمع‌الجمع
  7. بخش ۳۹۳ - محوالعبودیه و محو عین‌العبدگرت محو عبودیت بود فهم
  8. بخش ۳۹۴ - المحقبود محق آن فنای عبد در حق
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.