پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۳۸۳ - المجالی الکلیه و المطالع و المنصات

نباشد گر در ادراکت موانع

شنو شرح مجالی و مطالع

مظاهر کان مفاتیح الغیبوند

مجالی نزد ارباب قلوبند

گشاید آن مفاتیحت بمطلق

هر آن بابی بود مسدود و مغلق

که آن پنج است گردانی مواطن

میان ظاهر هستی و باطن

بود ذات‌الاحد مجلای اولی

که عین‌الجمع و اوادنی است اینجا

شد آن مجلا حقایق را حقیقت

دگر غایات را بالجمله غایت

شد آن مجلای ثانی جمع اسما

به اولی برزخیت هم مسمی

بود اینجا مقام قاب قوسین

که مجمع خوانیش ما بین بحرین

بجز جبروت مجلای سیم نیست

که اینجا منکشف ارواح قدسی است

بود ملکوت خود مجلای رابع

بلفظی هم منصات و مطالع

مدبر بر سما از رب دینند

بامرالله اعلی قائمینند

بود مجلای خامس عالم ملک

بکشف صوری اینجا بین یم و فلک

عجایب‌ها ز اقلیم مثالث

بچشم آید نه از وهم و خیالت

مدبرهای کونی را هویدا

کنی در عالم سفلی تماشا

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۳۸۵ - مجمع‌البحرینبود آن مجمع البحرین مابین
  2. بخش ۳۸۶ - مجمع‌الاهواءحدیث از مجمع‌الاهوات گویم
  3. بخش ۳۸۷ - مجمع‌الاضدادهویت مجمع‌الاضداد باشد
  4. بخش ۳۸۸ - محبت‌الاصلیمحبت کوست اصلی حب ذاتست
  5. بخش ۳۸۹ - المحفوظبود محفوظ آنعبدی که شاهش
  6. بخش ۳۹۰ - محوارباب الظاهراگر داری تو سیری در ظواهر
  7. بخش ۳۹۱ - محوارباب السرائرشنو از محو ارباب سرائر
  8. بخش ۳۹۲ - مجمع‌الجمعدگر بشنو حدیث از مجمع‌الجمع
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.