پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۳۷۴ - لیله القدر

کنم از لیله‌القدرت بیانی

که دور از وقت و قدر خود نمانی

بود از بهر سالک لیله‌القدر

تجلی خاصش از حق شد چه درصدر

شناسد سالک از وی قدر خود را

بخود بیند هلال و بدر خود را

بیابد رتبت خود را که منسوب

بنسبت تا چه حد باشد بمحبوب

خود آنوقت ابتدای وصل سالک

بسوی عین جمع است و مبارک

شناسد قدر خود را سالک اینجا

بنفس منظلم شد مالک اینجا

به است این دم ز صد سال و هزارت

که یابی قدر عمر از صول یارت

در این شب شد هلال رهروان بدر

از آن تعبیر شد بر لیله‌القدر

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۳۷۶ - ماء‌القدسزماء‌القدس بشنو کو بود علم
  2. بخش ۳۷۷ - المبدئیتاضافه محض باشد مبدئیت
  3. بخش ۳۷۸ - مبادی النهایاتدگر باشد مبادی النهایات
  4. بخش ۳۷۹ - مبنی التصوفز مبنای تصوف جو حقیقت
  5. بخش ۳۸۰ - المتحقق المطلقمتحقق بحث است آن مشاهد
  6. بخش ۳۸۱ - المتحقق بالحق و الخلقمتحقق بحق و خلق آنست
  7. بخش ۳۸۲ - المجذوببود مجذوب آنکو حق زعونش
  8. بخش ۳۸۳ - المجالی الکلیه و المطالع و المنصاتنباشد گر در ادراکت موانع
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.