پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۳۶۶ - اللبس

ز لبس آن عنصریت در اساس است

که او روح حقیاق را الباس است

عناصر مر حقایق را ثیابند

از آن گفت «اولیا تحت قبابند»

کسی نشناخت جز حقشان بلا ریب

که لبس عنصر آمد مانع از غیب

عناصر پرده غیب و معانیست

در این پرده حقایق در نهانیست

از آنند اولیا تحت قبایش

که کس نشناسد ایشانرا سوایش

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۳۶۸ - لسان الحقلسان‌الحق بود انسان فایق
  2. بخش ۳۶۹ - اللطیفهلطیفه چیست تدقیق اشارت
  3. بخش ۳۷۰ - اللطیفه الانسانیهلطیف کو بانسانست معروف
  4. بخش ۳۷۱ - اللوحدگر لوحت کتاب بس مبین است
  5. بخش ۳۷۲ - اللوایحلوایح لایحه را لفظ جمع است
  6. بخش ۳۷۳ - اللوامعلوامع باشد آن انوار ساطع
  7. بخش ۳۷۴ - لیله القدرکنم از لیله‌القدرت بیانی
  8. بخش ۳۷۵ - باب‌المیم الماسک و المموسک به والمموسک لاجلهزممسوک به و ماسک شنو باز
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.