پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۳۶۵ - لب اللب

بود هم لب لبت در گواهی

همانا ماده نور الهی

مؤید باشد از تأیید او عقل

مصفا و ز قشور و هم و هم نقل

کند درک علوم عالیات او

ز درک قلب دور از نائبات او

بکونی کو مصون از فهم محجوب

بعلم رسمی است ار هست منسوب

بکونی هست آن دلرا تعلق

که محصونست از رسم تفرق

ز حسن سابقه این خود دلیل است

بخیر خاتمه هم بس دخیل است

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۳۶۷ - اللسنلسن واقع بوی گردد کماهی
  2. بخش ۳۶۸ - لسان الحقلسان‌الحق بود انسان فایق
  3. بخش ۳۶۹ - اللطیفهلطیفه چیست تدقیق اشارت
  4. بخش ۳۷۰ - اللطیفه الانسانیهلطیف کو بانسانست معروف
  5. بخش ۳۷۱ - اللوحدگر لوحت کتاب بس مبین است
  6. بخش ۳۷۲ - اللوایحلوایح لایحه را لفظ جمع است
  7. بخش ۳۷۳ - اللوامعلوامع باشد آن انوار ساطع
  8. بخش ۳۷۴ - لیله القدرکنم از لیله‌القدرت بیانی
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.