پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۳۶۳ - اللائمه

بده از لائمه دل را تسلی

که آن نوریست فوری در تجلی

بود بربارقه یا خطره موسوم

که گرد زود ظاهر زود معدوم

خود آن آثار حسن حقتعالی است

دل از وی منجذب سوی دل آراست

برفت از خود چو دید آنحسن موزون

شود تا رفته رفته محو و مجنون

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۳۶۵ - لب اللببود هم لب لبت در گواهی
  2. بخش ۳۶۶ - اللبسز لبس آن عنصریت در اساس است
  3. بخش ۳۶۷ - اللسنلسن واقع بوی گردد کماهی
  4. بخش ۳۶۸ - لسان الحقلسان‌الحق بود انسان فایق
  5. بخش ۳۶۹ - اللطیفهلطیفه چیست تدقیق اشارت
  6. بخش ۳۷۰ - اللطیفه الانسانیهلطیف کو بانسانست معروف
  7. بخش ۳۷۱ - اللوحدگر لوحت کتاب بس مبین است
  8. بخش ۳۷۲ - اللوایحلوایح لایحه را لفظ جمع است
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.