پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۳۵۷ - کون الفطور غیر مشتت للشمل

کنون کون الفطور آمد به نیت

که للشمل است آن غیرمشتت

تکثر واحدالحق را بتجویز

بود اندر تعینها و تمییز

که در جمعیت اللهش تفرق

نیابد راه در حین تعلق

بود یعنی که در بحرالاحد غرق

ولی با امتیاز عالم فرق

بجمع خویش باقی بی‌تعسر

بود در عین تفریق و تکسر

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۳۵۹ - الکیمیادهم بازت نشان از کیمیایی
  2. بخش ۳۶۰ - کیمیاء‌السعادهمرا باز از سعادت کیمیائیست
  3. بخش ۳۶۱ - کیمیاء‌العوامیکی هم کیمیا خاص عوام است
  4. بخش ۳۶۲ - کیمیاء‌الخواصدگر دارند خاصان کیمیائی
  5. بخش ۳۶۳ - اللائمهبده از لائمه دل را تسلی
  6. بخش ۳۶۴ - اللببود لب عقل صافی از کدورت
  7. بخش ۳۶۵ - لب اللببود هم لب لبت در گواهی
  8. بخش ۳۶۶ - اللبسز لبس آن عنصریت در اساس است
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.