پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۳۰۹ - العنقاء

بود عنقا کنایه از هیولا

که ز انظار است مخفی همچو عنقا

تو او را جز که با صورت نیابی

نشان از وی بکونیت نیابی

بزیبایی صور را قابل آمد

وجود او بصورت حاصل آمد

بود او را تحرک بین اجسام

که باشد عنصر اعظم در افهام

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۳۱۱ - العین الثابتهز عین ثابت ارجوئی حقیقت
  2. بخش ۳۱۲ - عین‌الشییز عین‌الشیی صوفی گفته مطلق
  3. بخش ۳۱۳ - عین‌الاله و عین العالمز عین العالم و عین الالهت
  4. بخش ۳۱۴ - عین‌الحیوهبود عین الحیوتت باطن حی
  5. بخش ۳۱۵ - العیدخود آن عودی که بر قلبت پدید است
  6. بخش ۳۱۶ - باب الغین الغرابغراب از جسم کلی شد کنایت
  7. بخش ۳۱۷ - الغشاوهغشاوه پرده‌ئی باشد که حایل
  8. بخش ۳۱۸ - الغناغنا مالکیست بی‌آسیب و مالی
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.