پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۳۱۳ - عین‌الاله و عین العالم

ز عین العالم و عین الالهت

نمایم نکته بی اشتباهت

شد انسانی که دارد در حقیقت

تحقق او بکبری برزخیت

چو حق بیند ز چشم او بعالم

کند رحمت به هستیها دمادم

باین معنی است ظاهر سر لولاک

نبودی گر تو کی می‌بود افلاک

خود انسانیست دیگر بی‌تفرق

که بر اسم بصیرستش تحقق

چو هر شیئ شود مرئی بعالم

باین اسم است معلوم و مسلم

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۳۱۵ - العیدخود آن عودی که بر قلبت پدید است
  2. بخش ۳۱۶ - باب الغین الغرابغراب از جسم کلی شد کنایت
  3. بخش ۳۱۷ - الغشاوهغشاوه پرده‌ئی باشد که حایل
  4. بخش ۳۱۸ - الغناغنا مالکیست بی‌آسیب و مالی
  5. بخش ۳۱۹ - الغوثدگر غوث ار برآنت احتیاج است
  6. بخش ۳۲۰ - غیب الهویه و غیب المطلقدهد غیب الهویه در تمکن
  7. بخش ۳۲۱ - غیب‌المصون و غیب‌المکنوندگر غیب‌المصون و غیب مکنون
  8. بخش ۳۲۲ - الغیندگر ز الفاظ اهل فقر غین است
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.